السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

49

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً » ) * اين آيات - همانطور كه سياق هم شهادت مىدهد - در مقام اثبات ربوبيت خداى تعالى از اين راه است كه خدا امور انسان را تدبير مىكند ، چون مىبيند كه چه نعمتهايى بر او افاضه مىنمايد ، پس واجب است كه تنها او را بپرستد . بنا بر اين ، معناى « سراج بودن خورشيد » اين است كه عالم ما را روشن مىكند ، و اگر اين چراغ خداى تعالى نبود ظلمت عالم ما را فرا مىگرفت . و معناى « نور بودن ماه » اين است كه ماه به وسيله نورى كه از خورشيد مىگيرد زمين ما را روشن مىكند ، پس ماه خودش روشنگر نيست تا سراج ناميده شود . و اما اينكه فرمود : « قمر را در آسمانها نور قرار داد » و آسمانها را ظرف قمر خواند - به طورى كه گفته‌اند « 1 » - منظور اين است كه بفرمايد قمر در ناحيه آسمانها قرار دارد ، نه اينكه همه آسمانها را نور مىدهد ، مثل اينكه خود ما مىگوييم در اين خانه ها يك چاه آب هست ، با اينكه چاه آب در يكى از آنها است ، و بدين جهت مىگوييم « در اين خانه ها » كه وقتى در يكى از آنها باشد مثل اين است كه در همه باشد ، و باز نظير اينكه مىگوييم : من به ميان مردم بنى تميم رفتم ، با اينكه به خانه بعضى از آنان رفته‌ام . * ( « وَاللَّه أَنْبَتَكُمْ مِنَ الأَرْضِ نَباتاً » ) * يعنى خدا شما را از زمين رويانيد ، روياندن نبات ، چون خلقت انسان بالأخره منتهى مىشود به عناصر زمينى ، و خلاصه همين عناصر زمين است كه به طور خاصى تركيب مىشود ، و به صورت مواد غذايى در مىآيد ، و پدران و مادران آن را مىخورند ، و در مزاجشان نطفه مىشود ، و پس از نقل از پشت پدران به رحم مادران ، و رشد در رحم كه آن هم به وسيله همين مواد غذايى است ، به صورت يك انسان در مىآيد و متولد مىشود . حقيقت نبات هم همين است ، پس جمله مورد بحث در مقام بيان يك حقيقت است ، نه اينكه بخواهد تشبيه و استعاره اى را به كار ببرد . * ( « ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيها وَيُخْرِجُكُمْ إِخْراجاً » ) * منظور از « برگرداندن به زمين » اين است كه شما را مىميراند ، و در قبر مىكند . و منظور از « اخراج » اين است كه روز قيامت براى جزا از قبر بيرونتان مىآورد . پس آيه مورد بحث با آيه قبليش مجموعا همان را مىخواهند افاده كنند كه آيه زير در مقام افاده آن است :

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 363 .